گاو نه من شیر!!!

گاو نه من شیر چیست؟

داستانی از قدیم الایام نقل گردیده و به ضرب المثل تبدیل گشته است با عنوان گاو نه من شیر. این داستان به اختصار از این قرار است: یک خانواده روستایی گاو شیردهی داشتند که روزانه نه من شیر عاید این خانواده می کرد . هر من معادل سه کیلوگرم بود . نه من معادل بیست و هفت کیلوگرم می شد. بعضی از روزها که خانم گاو خلق خوشی نداشت بعد از اینکه خانم یا آقای خانواده با زحمت فراوان شیر گاو مزبور را می دوشیدند با یک ضربه پا ظرف شیر را واژگون می کرد و به این ترتیب همه شیر دوشیده شده هدر می رفت.

 

images-25

 

حکایت بعضی از کارها در کشور ما هم این گونه است.

در ارتباطات بین فردی و معاملات نیز می توان به وفور تکرار این داستان را مشاهده کرد.

در ارتباطات بین فردی ، گاهی دوستی هایی که در طول زمان با کلی خاطرات هیجان انگیز  پا میگیرند و رشد می کنند ، با یک حرکت تخریبی از جانب یکی از طرفین به سردی و نابودی می گراید. از خود گذشتگی ها و فداکاری ها به یک باره جای خود را به خصومت و دلشکستگی و دور شدن از همدیگر می دهند.

و اما در معاملات :

آیا برایتان پیش آمده است با یک آژانس مسافرتی قرارداد سفر بسته باشید؟

معمولا در قراردادها به همه مواردی که شرکت یا آژانس مزبور متعهد گردیده است اشاره می شود و خریدار با فراغت خاطر کار را به کاردان می سپرد و به فراهم نمودن بقیه ملزومات سفر می پردازد.

 

images-26

برایتان مثالی می زنم ،

مدتی پیش به قصد یک سفر سه روزه با یک دفتر مسافرتی تماس گرفتم . کارمند دفتر در نهایت حوصله راهنمایی های لازم را نمود و من موفق شدم یک خرید عالی با توجه به شرایط گروه همسفرانم داشته باشم. بهترین پرواز ممکن و بهترین هتل ممکن با بودجه ما در نظر گرفته شده بود.

گشت های شهری و مناطق تاریخی با ذکر ریز مکان های بازدیدی به ما اطلاع داده شد. و این امکان هم فراهم شده بود که رفت و برگشت ما در فرودگاه شهر مورد نظر توسط آژانس انجام گیرد.

حقیقتا سفری عالی و به یاد ماندنی بود. تمامی قول هایی که دفتر مسافرتی به ما داده بود مو به مو  در سطحی بسیار خوب انجام شد.

روز آخر سفر در حالی که چمدان ها را بسته بودیم در لابی هتل منتظر آقای راننده ای بودیم که حتی ساعت قرارمان را نیز با هم چک کرده بودیم. ساعت قرار فرا رسید ولی او نیامد. لختی دیگر درنگ کردیم و سپس با تلفن همراه وی تماس گرفتم. خاموش بود. لختی دیگر درنگ و تماس مجدد ، باز هم خاموش بود. با سرپرست راهنمایان تور تماس گرفتم و موضوع را در میان گذاشتم وی گفت اصلا ترانسفر برگشت به عهده ما نیست. شما اشتباه می کنید . من برای ایشان توضیح دادم که از تهران به ما گفته شده بود ترانسفر برگشت به فرودگاه هم داریم ولی ایشان زیر بار نمی رفت . باز هم به ایشان توضیح دادم که آقای راننده شما که اتفاقا فردی بسیار خوشرو نیز بود به ما قول داده بود راس ساعت چهار در هتل حاضر باشد.

 

images-29

 

 

به هر حال ما اقدام به تهیه اتومبیل نمودیم و به فرودگاه بازگشتیم.

من این بازی را تا انتها ادامه دادم و مساله را با  هر کسی که فکر می کردم در قبال این موضوع مسئولیتی دارد بیان کردم. علاقمند بودم تا اشکالاتی سفرهایی که توسط شرکت های ایرانی برگزار می شود را دریابم بلکه چاره ای برای این مشکلات پیدا کنیم.

 

در همین حال بود که یاد مثل گاو نه من شیر افتادم .شاید دلیل بسیاری از مبادلات و معاملاتی که به شکست می انجامد این باشد که برای گام نهایی به اندازه اولین گام ارزش قائل نیستند. این شرکت ها به زعم خود چنین می پندارند که مبلغ لازم را از مسافرمان دریافت کردیم و دیگر نیازی نیست تا گام نهایی همراهش باشیم . با همین دیدگاه مبلغان رایگان خود را از دست می دهند . مسافران قدیمی هم با شک و تردید برای تهیه بلیط به این گونه شرکت ها مراجعه می کنند.

 

کمی به وقایعی که در روند دوستی ها یا در معاملات رخ می دهند توجه کنید ، آیا گاو نه من شیر در آن وقایع صدق می کند؟

 

تجربیات خود را با در میان بگذارید.

 

 

 

 

درباره نویسنده

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی مدرس تحلیل رفتار متقابل TA

مطالب مرتبط

4 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *