لزوم هماهنگی در تغییر

پدر ، مادر ، تغییر را از کجا آغاز کنیم؟

تقریبا روزی نیست که در دفتر کارم با پدر یا مادری که از ارتباط با فرزندش گله دارد مواجه نشوم. والدین غالبا در وجود فرزندشان به جستجوی اشکال می پردازند و تمایل بسیار زیادی نیز برای ایجاد تغییر در آنها بروز می دهند و گاهی وقتی گفته می شود که لازمه تغییرات در فرزندشان انجام پاره ای اصلاحات در سیستم تربیتی خانواده می باشد ، آهسته آهسته عقب گرد می کنند و به جستجوی روانشناسی می پردازند که فقط فرزند را نشانه بگیرد.

پدر و مادری که تمایل دارد به فرزندش کمک نماید بدون شک خودش نیز بهتر است در مسیر رشد قرار بگیرد و به بررسی و مطالعه خودش و پیش نویس خودش و وضعیت زندگیش بپردازد . چه بدون ورود به این حیطه و قرار گرفتن در مسیر رو به رشد و سلامت نمی توان از فرد انتظار رفتار سالم و متعادل داشت.

والدین زیادی در طی جلسات مشاوره به این نکته پی برده اند آسیب هایی که به فرزندانشان وارد آمده را با تغییرات مثبت و اصلاح پیش نویس و کنترل بازدارنده های خودشان می توانند در صدد رفعشان  برآیند. با وجود این ، انسان موجود پیچیده ای است . درست است که والدین بزرگترین نقش را شاید در پرورش صحیح و یا به عکس آسیب دیدن بچه هایشان داشته باشند. ولی هیچکس را نمی توان تا زمانی که خودش نخواهد وادار به تغییر کرد.

زمانی که فرد به مانند یک کودک فکر می کند و تصمیم می گیرد یعنی تحت تاثیر بازدارنده ها *و سوق دهنده ها **قرار دارد. و با بخش کودک شخصیتش تصمیمات بزرگ زندگیش را می گیرد. در چنین شرایطی او  همچنان در گذشته زندگی میکند . اقامت در سرزمین ماضی امکان رشد را از فرد می گیرد . به طوری که انتخابهای فرد انتخاب هایی تکراری با نتایجی قابل پیش بینی خواهد بود.

نتایجی که در ظاهر امر ناراحت کننده هستند ولی در اعماق وجود شخص ، حسی از امنیتی پوچ و دروغین به همراه دارد.

اگر در مسیر رشد نباشیم نمی توانیم برای فرزندان و اطرافیانمان الگوی مناسبی باشیم.

شنیده ایم که گفته اند ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان

ولی ریسک این نوع از آموزش به سبب اینکه کودک درون ما میل به موارد لذت بخش و منفی دارد بسیار زیاد است.

باید توجه داشته باشیم که پدران و مادران نیز خودشان در شرایطی دردناک و دشوار  بزرگ شده اند و در معرض بازدارنده هایی سخت قرار داشته اند.

وقتی که پدر و مادر به جگرگوشه اش آسیب می رساند این به آن معنی است که خودشان نیز حالشان خوب نیست و به شدت آسیب دیده اند.

تقریبا کسی نمی تواند ادعا نماید که در شرایط کاملا امن و سالم پرورش یافته است.هر چقدر هم که پدر و مادری فهیم و دانا باشند و عشق بدون قید و شرط هم نثار فرزندشان کرده باشند باز هم می بینبم که فرد در این شرایط هم در معرض بازدارنده هایی می باشد .والدین ما فقط پدر و مادر مان نیستند . در اطرافیان ما ممکن است افراد زیادی نقش والد را برای ما ایفا کرده باشند .زمانی که کودک بودیم علاوه بر پدر و مادرمان شاید تحت تاثیر پدربزرگ ، مادربزرگ، عمو ،عمه، دایی و خاله قرار داشته ایم. یا فرد خاصی که برای والدینمان ارزش خاصی داشته تا حدی که بسیاری از تصمیمات خانواده توسط او گرفته می شده و یا  شاید افراد متعدد دیگری هم بوده اند که برای فرد و خانواده اش تصمیم گیری کرده اند.

ما در کشوری زندگی می کنیم که شاهد روابط بدون مرز یا با مرزهای مبهم در میان  خانواده ها می باشیم .گاهی  این روابط بسیار آسیب زا می شود. و این روابط ناسالم و تعدد والدین تاثیرگذار ، زندگی فرد را در مسیر چالش هایی سخت و دشوار قرار می دهد.

تعدد در مراجع تصمیم گیرنده اولا از اعتبار والدین می کاهد و در ثانی کشمکشهای درونی فرد را افزایش می دهند.

فرد دچار احساس حقارت می شود و شاید وقتی که کودک است این طور فکر کند که من سبب این همه مشکلات هستم و من چون پسر بدی هستم و یا چون دختر بدی هستم والدینم از پس تربیت من بر نمی آیند و برای همین از دیگران نیز کمک می گیرند.

تعدد مراجع تصمیم گیری از طرفی هم برای پدر و مادر اضطراب آور و تنش زا است . به این دلیل که همیشه باید تلاش باشند تا نظر بزرگترها را جلب نمایند . اینجاست که به فرزندانشان نیز فشار فراوانی وارد میکنند تا با آنها همراه شوند. چرخه ناسالم و پیچیده ای شکل می گیرد و تا زمانی که یک نفر با شهامت فراوان از این چرخ و فلک پیاده نشود ، چرخ و فلک همچنان به چرخش خود ادامه خواهد داد.

هرچه بیشتر پیش می رویم لزوم یک بازنگری عمیق و بی طرفانه را متوجه می شویم .در این بازنگری ها حتما به موانعی برخواهیم خورد و در برابرشان مقاومت نیز خواهیم کرد . شهامت و شجاعت و میل به بهبود فردی از ملزوماتی است که در این بازنگری نیاز داریم.

 

*بازدارنده ها عبارتند از پیام های نکن و نباش که کودکان از محیط پیرامون دریافت می کنند.

**سوق دهنده ها پیام های دستوری مثبت هستند که کودک ملزم به اجرای آنهاست.

درباره نویسنده

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی مدرس تحلیل رفتار متقابل TA

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *